گفتم ببینمت تا بی قراری از جانم به در رودگفتم ببینمت تا بی قراری از جانم به در رودهم بی قرار و هم شوریده سر شدمدیوانه تر شدم
گفتم ببینمت شاید شراره از جانم فرو کشددیدم تورا به هر چون شعله های آتش شعله ور شدماز ره به در شدم دیوانه تر شدمبا یک خیال خام افتاده ام به دامبا یک خیال خام افتاده ام به داماز ره به در شدم دیوانه تر شدماز ره به در شدم دیوانه تر شدم
از ره به در شدم

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.