نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل
بگیر خنجرو در دم بگیر جان مرا
تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلخ تر از این نکن دهان مرا
چه روزگار غریبی ست بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگر من نیستی تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.