دشت باور داشت گرگی در میان گله بودگله باور داشت اما من نمیدانم چرا باور سگ چوپان نداشتیک نفر پالان خر را در میان خانه پنهان کرده بودیک نفر پالان خر را در میان خانه پنهان کرده بودآن یکی با بار خر میرفت و خر پالان نداشتیک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشتیک نفر فردوس را ارزان به مردم میفروختنقشه ها کو داشت در پندار خود شیطان نداشتهر کجا دست نیازی بود بر سویی درازرعیت بیچاره بخشش داشت اما خان نداشتیک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشت

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.