میومدم هی دستاتو بگیرم
سردی شو بگیری و گرمی تو بدی من
ولی میدیدم نیستی نمیبینم
تو رو کنارم که دستتو بگیرم

صبح، شد
چشام خشک شد
به راه، نیومدی دلم
واسه تو خودشو کشت مرد
میگفتم یعنی قراره از امشب
دور باشم انقد از عشقم
من همین الانم قدر چند سال دلتنگشم

شب آخرمون، شب آخرمون
همه خاطره های دوتایی باهم مون

توی سرما شهرو دنبالت میگشتم
میریخت پایین دونه دونه، دونه های اشکم
کوچه ها رو یکی یکی بالا پایین
میکردم، تا جایی که یخ زد دستم

میومدم هی دستاتو بگیرم
سردی شو بگیری و گرمی تو بدی من
ولی میدیدم نیستی نمیبینم
تو رو کنارم که دستتو بگیرم
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.